تبليغاتX
'گلبانگ

'گلبانگ

فرهنگي مذهبي.اجتماعي

نهم ربیع الاول؛ آغاز امامت امام عصر (عج )

نهم ربیع الاول، نخستین روز امامت امام عصر و خاتم الاوصیاء حضرت مهدی موعود(عج ) است که خود می فرمایند: «أَنَا خَاتِمُ الْأَوْصِیَاءِ وَ بِی یَدْفَعُ اللَّهُ الْبَلَاءَ عَنْ أَهْلِی وَ شِیعَتِی»

از خصایص حضرت مهدی(عج)، لقب زیبا و پرافتخار «خاتم الاوصیاء» است که ایشان خاتم همه اولیا و اوصیای الهی است؛ زیرا او آخرین امام و پیشوای بعد از پیامبر اکرم(ص) است و به تعبیری، آخرین وصی از اوصیای همه پیامبران الهی است. این لقب مبارک، به لسان پدر بزرگوارش جاری شده و ایشان را بدین لقب خوانده است.

ابن عربی در فتوحات مکیه می گوید : از آنجا که احکام شریعت محمدی(ص) با احکام دیگر شرایع و انبیا فرق دارد... و با آمدن او شریعت ختم شده است، آن حضرت این استحقاق را دارد که ولایت خاصه اش نیز ختم داشته باشد که این (خاتم اوصیا)، نامش مطابق نام حضرت (محمد(ص) و اخلاقش در بر گیرنده اخلاق آن حضرت باشد. او همان کسی است که مهدی نام دارد. معروف و منتظر است و از عترت و سلاله پیامبر است...»
در روایات بسیاری به اوصاف مشترک و شباهت های امام زمان(عج) به حضرت پیامبر اکرم(ص) اشاره شده است که در این نوشتار به بعضی از این ویژگی ها اشاره می نماییم:

خداوند متعال وجود نازنین پیامبر اکرم صل الله علیه و اله و سلم را رحمتی برای عالمیان می داند؛ وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ؛[۱] و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به این صفت زیبنده اند: «السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَة»؛[۲] سلام بر تو ای پرچم برافراشته ... و رحمت گستردة الهی.

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِین»؛[۳] امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز با لقب حجة الله مورد خطاب قرار گرفته اند: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّه».[۴]

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نور خدایی است: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللَّهِ الَّذِی یُسْتَضَاءُ بِه »[۵] سلام بر تو، ای نور روشنایی بخش خداوند.[۶] در زیارت روز جمعه نیز خطاب به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف این گونه آمده است: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یا نُورَاللهِ الّذِی یَهْتَدی بِه المُهْتَدُون»؛ سلام بر تو ای نور خداوند که هدایت جویان به وسیله او هدایت می شوند.

خداوند در قرآن خطاب به رسول مکرمش می فرماید: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً وَ داعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیراً؛[۷] ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذار کننده، و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی روشنی بخش قرار دادیم.
در مورد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز آمده است: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا دَاعِیَ اللَّه»؛[۸] سلام بر تو ای دعوت کننده خلق به سوی خدا.


امام مهدی علیه السلام نیز در معرفی خود می فرمایند: «أَنَا خَاتِمُ الْأَوْصِیَاءِ وَ بِی یَدْفَعُ اللَّهُ الْبَلَاءَ عَنْ أَهْلِی وَ شِیعَتِی»؛[۱۰] من آخرین از جانشینان پیامبر هستم و بواسطة من خداوند بلا را از اهل و شیعیانم برمی دارد.

با وجود رسول خدا امت او در امنیت بودند: وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ؛[۱۱] (ای پیامبر!) تا تو در میان آن ها هستی، خداوند آن ها را مجازات نخواهد کرد.
امام زمان نیز در وصف وجودی خویش می فرمایند: «إِنِّی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ»؛[۱۲] به درستی که من امنیت بخش اهل زمین هستم، همانگونه که ستارگان امنیت بخش اهل آسمانند.
۱. رحمت ۲. حجت الهی ۳. نور خدایی ۴) دعوت کننده به سوی خداوند متعال ۵) خاتمیّت (حُسن ختام) Gما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلیماً؛[۹] محمد صل الله علیه و اله و سلم پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی رسول خدا و آخرین پیامبران است و خداوند به همه چیز آگاه است. ۶) امنیت بخشی

پی نوشت"
[۱]. انبیاء: ۱۰۷.
[۲]. بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱۷۱.
[۳]. بحارالأنوار، ج۹۷، ص۱۸۳.
[۴]. الکافی، ج۴، ص۵۷۰.
[۵]- بحارالأنوار، ج۹۷، ص۱۸۳.
[۶]. مفاتیج الجنان، زیارت حضرت رسول صل الله علیه و اله و سلم.
[۷]. احزاب: ۴۵ و ۴۶.
[۸]. بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۱.
[۹]. احزاب: ۴۰.
[۱۰]. بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۰.
[۱۱]. انفال: ۳۳.
[۱۲]. بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۸۰.
+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1390ساعت 18:24  توسط مهدي يار  | 

نامه‌ همسران شهيدان به همسر شهید روشن

همسران شهيدان عليمحمدي، شهرياري و رضايي‌نژاد در نامه‌اي به همسر شهيد احمدي‌روشن ضمن اعلام همدردي با وي اعلام كردند: دشمن فرومايه بداند که سمند پيشرفت توام با افتخار ايران با اين اقدامات غير انساني و بزدلانه با سرعت بيشتري خواهد تاخت و در اين مسير با توکل بر خداوند متعال ما نيز سهم خود را بسان همسران سرافرازمان ايفا خواهيم نمود.

"بسم رب الشهداء و الصديقين"

بار ديگر دستان پليد دشمنان ايران اسلامي و ملت قهرمان آن به خون فرزند پاک ديگري از اين سرزمين آغشته شد. ديوسيرتاني که چشم ديدن رشد و بالندگي ديگر مردمان و به ويژه مسلمانان جهان را نداشته و همواره از هر طريقي که شده سعي بر آن دارند که جلوي پيشرفت و رشد آنها را سد نمايند و در اين راه از انجام هيچ عمل شنيع و ناجوانمردانه‌اي ابا نداشته و به هيچ قانون انساني و هيچ تعهد بين‌المللي متعهد نيستند. جنايت‌کاراني که طمع حکومت بر ملت‌هاي دنيا و سلطه بر آنان چنان کورشان کرده که هيچ کس و هيچ چيز جز هم پالگي‌هاي خويش را نمي‌بينند و با همکاري و حمايت آنان تحت لواي الفاظي چون "دفاع از حقوق بشر" و "مبارزه با تروريسم" به جنايات عظيم ضد بشري دست مي‌زنند.

همه شاهد بوده‌ايم که پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي به رهبري پير جماران "خميني کبير(ره)" با ساماندهي گروهک‌هاي معاند چون منافقين، کومله، دمکرات، خلق عرب و... و گمراه کردن بعضي ايرانيان جاهل و يا خودفروخته به جنگ با ملت ايران پرداختند و با انجام ترورهاي کور شمار زيادي از عزيزترين‌هاي انقلاب را از اين ملت قهرمان گرفتند، اما ملت ايستادگي کرد و با تأسي به مولاي خويش حسين بن علي(ع) خون عزيزانش را داد، اما شرف و استقلال و انقلابش را نداد. بعد از آن جنگ تحميلي را به راه انداختند، غافل از اينکه اين ملت پرورش يافته مکتب حسين(ع) است و شهادت او اوج عزت و افتخارش است. جنگ که تمام شد تحريم‌ها را آغاز کردند تا بلکه کشور را از نظر اقتصادي فلج کرده و ملت بزرگ ايران را وادار به کرنش در برابر قامت نحسشان کنند، اما باز هم شکست خوردند و تحريم‌ها نه تنها مردم را به زانو درنياورد که عاملي شد تا دانشمندان و مهندسان غيور ايراني خود همت کرده و اغلب آنچه را که تحريم شد به دست تواناي خويش ساختند و پرچم عزت و غرور ايران را به اهتزاز درآوردند.

و اکنون دشمن جنايت‌کار و مستأصل با هراس از شکست‌هاي پي در پي، جنگ جديدي را در جبهه‌اي جديد آغاز کرده است. اکنون که از هيچ يک از حربه‌هاي گذشته نتيجه نگرفته است به ترور عزيزان و دانشمندان و نخبگان اين سرزمين سرافراز اسلامي روي آورده تا بلکه بتواند اين ملت سخت و مقاوم را از پاي درآورد. اما دشمن دون، کور خوانده است. آنها اصلا مفهوم اسلام و مسلماني و غيرت ايراني را درک نمي‌کنند. آنها نمي دانند که مسلمان در برابر اراده خداي خود تسليم است. نمي‌فهمند که مسلمان ملزم به انجام تکليف است و پس از آن نتيجه هرچه که باشد پيروزي است، چه بکشد و چه کشته شود. آنها اصلا درکي از مکتب شهادت ندارند. آنها درکي از حسين (ع) ندارند و نمي‌فهمند که چرا حسين(ع) و يارانش گرچه مي‌دانستند که کشته مي‌شوند، ماندند و مبارزه کردند.

و امروز جنگ ديگري برپاست. جنگ ايمان و کفر. ليکن خط مقدم، ديگر مرزهاي خاکي کشور نيست که مرزهاي علم و دانش است و سربازان اين جبهه دانشمندان و نخبگان ايران اسلامي هستند. يقيناً اين سربازان هم با تأسي به امام شهيد خويش به مبارزه مي‌ايستند و مي‌جنگند و مقاومت مي‌کنند، گرچه مي‌دانند هر از گاهي شهيدي نيز خواهند داد، ولي باز مي‌دانند که شهادت عين پيروزي است و اين راه سعادت است.

ما همسران سه تن از اين سربازان و سرافرازان شهيد، با يقين اعلام مي‌کنيم که اين بار نيز دشمن دون ايران‌زمين شکست خواهد خورد. ملت بزرگ ايران با توکل به خداي متعال و با پيروي از سيره رهبران الهي خويش در اين جبهه نيز با قدرت هر چه تمام‌تر خواهند جنگيد و به فضل الهي به پيروزي ديگري نائل خواهند شد.

سرکار خانم مهندس کاشاني، اکنون که دست دژخيمان پليد به خون پاک همسر دانشمند شما آلوده گشته و چند روزي است که به سوگ آن يار سفر کرده نشسته‌ايد، بدين‌وسيله همدردي خود را با شما اعلام داشته و ورود شما را به جمع سرافراز همسران داغدار دانشمندان شهيد هسته‌يي ايران زمين تبريک و تسليت مي‌گوييم.

بي شک وظيفه‌اي بس دشوار و مقدس بر دوش ما از يک سو و نظام اسلامي از سوي ديگر قرار گرفته است. هرچه مي‌نگريم جز ادامه راه آن عزيزان به ويژه با تربيت فرزندان‌شان و نيز شاگردان و دانشجويان آنها، افقي ديگر نمي‌يابيم. حفظ ياد و نشر افکار و انديشه‌هاي اين انسانهاي بزرگ که در راه استقلال و عزت ايران اسلامي جان پاک و پر بهاي خود را فدا کرده‌اند بايد در راس برنامه‌هاي خرد و کلان نظام قرار گيرد. داشته‌هاي بسيار علمي و اخلاقي و چند بعدي بودن اين شهيدان عرصه‌اي فراخ براي اهل سياست، علم، انديشه، هنر و ... فراهم مي‌آورد که با تزريق انديشه‌هاي پاک ايشان به کالبد جامعه آرمان‌هاي بلند آنان را – که همانا عزت و افتخار و پيشرفت ايران اسلامي است- تا هميشه زنده نگه دارند.

دشمن فرومايه بداند که سمند پيشرفت توام با افتخار ايران با اين اقدامات غير انساني و بزدلانه با سرعت بيشتري خواهد تاخت و در اين مسير با توکل بر خداوند متعال ما نيز سهم خود را بسان همسران سرافرازمان ايفا خواهيم نمود.

از خداوند منان براي تمامي شهدا بالاخص دانشمند شهيد جوان، مصطفي احمدي روشن و همراه ايشان شهيد رضا قشقايي، حشر با اولياءالله و براي خانواده‌هاي محترم ايشان صبر جميل خواستاريم.

قسمتي از پيام حضرت آيت الله جوادي آملي به مناسبت شهادت دکتر شهرياري:

"چنين افرادي آنقدر مقتدرند که در مصاف مرگ پيروز مي‌شوند و مرگ را مي‌ميرانند و خود براي ابد زنده مي‌مانند و اين ابدي هاي بالعرض به خدايي که ابدي بالذات است مرتبط خواهند بود."

معصومه کرمي، همسر شهيد دکتر مسعود عليمحمدي

بهجت قاسمي، همسر شهيد دکتر مجيد شهرياري

شهره پيراني، همسر شهيد مهندس داريوش رضايي نژاد

+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1390ساعت 18:22  توسط مهدي يار  | 

»» فلسفه احکام




 

بسم الله الرحمن الرحیم 


فلسفه احکام: متن سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا فاضلی استاد حوزه علمیه بناب



«یسئلونک ماذا احل لهم، قُل احل لکم الطیبات»[1]



بحثی که امروز هم مطرح است و از قدیم هم مطرح بوده است در کتاب های کلامی ما، این است که شریعت یعنی احکام عملی که در ادیان وجود دارد، آیا بر اساس یک سری موازین یا یک سری مصالح و مفاسد هستند یا نه؟ علل شرایح چیست ؟ فلسفه احکام چیست ؟ چرا ما با یک سری محرمات و واجبات سرو کار داریم؟ تکلیف برای چه آمده است؟ تک تک تکالیف فلسفه شان چیست ؟



از قدیم هم بحث بوده است میان نهادهای (گروههای) کلامی(از فلسفه احکام) معروف این است که اشاعره   می گویند: احکام تابع مصالح و مفاسد نیستند! بشر فقط آمده است در این دنیا که معلوم شود چه کسی حرف گوش می کند و چه کسی حرف گوش نمی کند! همین. تکالیف هم آمده اند که فقط همین هدف را تأمین کنند. اگر گفته اند که شراب نخور(حرام است) می خواهند ببینند که چه کسی حرف گوش می کند. ممکن هم بود بگویند که بخور(حلال است)! باز هم این هدف برآورده می شد آنهایی که اطاعت می کردند می شدند مطیع و آنهایی که اطاعت نمی کردند می شدند عاصی! ولی معترضه که یک گروه اندکی از سنی ها هستند و مشهور میان شیعه، که تقریباً به کل شیعه نسبت داده شده است، اینها می گویند که نه! احکام عملی همه شان علت های ریزی دارند.از امام رضا عیله السلام پرسیدند (در مورد فلسفه احکام که آیا علتی دارند یا نه؟) حضرت در جواب فرمودند: آیا غیر عاقلانه نیست که یک مولایی به عبدش یک چیزهایی را دستور بدهد که هیچ منفعتی در آن برای او نیست؟ بدون هدف؟ علمای ما معتقدند که تمام این احکام فلسفه و حکمت دارند. هم صریح روایات این را نشان می دهند که احکام فلسفه و حکمت دارند. هم صریح روایات این را نشان می دهند که احکام دارای علت اند و هم از خود تعابیری که در بحث بیان واجبات و محرمات آمده است. می توان گفت که کالصریح (همانند صریح) است مثلاً آیه ای که در اول کلام ذکر شد! خداوند متعال در قرآن می فرماید «ای پیامبر عده ای می آید و می پرسند که چه چیزی برای ایشان حلال شده است ؟



- معیار حلیت چیست؟ چرا این حلال است بگو چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده است»  بحثی منطقی است. در منطق آمده است که هیچ قضیه ای موضوع خود را درست نمی کند. به قول آقای اعتمادی (استاد حوزه) قضیه کارخانه موضوع سازی ندارد در هر قضیه ای موضوع مسلم گرفته شده است. وقتی می گویند طیبات حلال اند اشاعره می گویند چون حلال اند طیب هستند.اصلاً طیب و غیر طیب نداریم هر چه خدا گفت حلال است طیب است و هرچه خدا گفت حرام است غیر طیب است. الان اگر خداوند دروغ را حلال می کرد، آن وقت دروغ می شد طیب و خوب، غیبت کردن را اگر اجازه می داد، می شد خوب! غیبت با صدق (راستگویی) چه فرقی با هم دارند؟ که یکی حلال شده و دیگری حرام؟ هیچ فرقی، فرقشان فقط در این است که خداوند یکی را قدغن کرده یعنی حرام شمرده و دیگری را جایز شمرده یعنی حلال کرده است.



ولی اینگونه صحبت ها بر خلاف آیه است با توجه به قاعده منطقی بالا که (قضیه موضوع خود را درست نمی کند.) این نکته ریزی است که یک نهاد کلامی به وجود می آورد مانند همین.(ما طیبات را برای شماحلال کردیم)،(حرم علی ربی الفواحش- پروردگار من فواحش را بر من حرام کرده است)[2]. چون فحشا هستند حرام اند نه اینکه چون حرام اند فحشا شمرده شده اند! اینها صریح اند در اینکه در احکام، خداوند دنبال خیرو ضرر ما بوده است.مرحوم صاحب جواهر(آیت الله نجفی (ره)) طیب را در حدود چهار صفحه بررسی کرده اند که طیب یعنی چه ؟ از لحاظ لغوی = آنچیزی است که با طبع ما سازگار است. این می شود طیب. چیزی که با طبع ما چه اولی و چه ثانوی و چه الهی سازگار است خدا آنرا حلال کرده است و آن چیزهایی که با حقیقت ما با آن طبع مان ناسازگار باشد حرام شده است. در روایت هم است که آن شخص از حضرت امام رضا (ع) پرسید: آیا این حلالها و حرامها دارای حکمت هستند؟ حضرت فرمودند: بلی همه دارای حکمت اند. بعد عرض کرد که آیا ما می توانیم آنها را بشناسیم؟ این خیلی مهم است! سنی ها در کتابهای علم اصول خودشان یک بحثی به عنوان مقاصد الشریعه دارند.زمانیکه علم اصول آنها قوی بوده است.چرا نماز واجب است؟ حجاب چرا واجب است؟ آن شخص از حضرت پرسید که آیا ما قادریم حکمتهای احکام را بفهمیم؟ حضرت در جواب ایشان : «منها نا تعرفه و منها ما لا تعرفه» بعضی از آنها را می دانیم و بعضی را نمی دانیم. فی الجمله می دانیم می شناسیم می دانیم فلسفه احکام چیست! علت تامه اش را نمی دانیم. روی این اساس یعنی زمانی که علت تامه در دسترس نباشد، ما نمی توانیم حکمی را کنار بزنیم یا یکی از آنها را بزرگ یا کوچک کنیم و از خودمان دخل و تصرف نمائیم.چون علت تأمه است که معلول از آن تخلف نمی کند! پس بلا اشکال تمام ریز و درشت محرمات، مکروهات، واجبات و مستحبات و آداب مباهات همه اینها دارای حکمتی در تربیت ما هستند. خدای متعال در هیچ غرضی از این ها برای خویش ندارد همه برای تربیت ما آمده اند. این مقدمه اول.



مقدمه دوم : ما فلسفه این احکام را فی الجمله می شناسیم نه کاملاً. چرا کفر حرام است؟ می دانیم چرا چون کفر یعنی بی هویتی- یعنی پوچی. در قرآن هستند که آنهایی که خداوند را فراموش کرده اند خود را فراموش کرده اند[3] و خود فراموشی یعنی بی هویتی! بی هویتی هم اینکه انسان طلای ناب 24 عیار را ببرد بازار و بگوید آیا این خاک را از ما می خرید یعنی انسان خود را با سنگ و خاک یکی بداند. در آیه شریفه می گوید که فراموش کردن خدا همین است یعنی خود را فراموش کردن و خود انسان همان جوهره غیبی است. به آن قسمتی که (و نفخت فیه من روحی) است. آن قسمتی که هنگام مرگ ملائک آنرا اخذ می کنند با بدن که کاری ندارند چون پوسیده می شوند. روح را نگه می دارند. آن روح است که خود انسان است.و انسان کافر آنرا فراموش کرده است معلول است ما چرا باید با خدا ارتباط داشته باشیم. کفرحرام است. شرک حرام است! اصلاً شراب چرا حرام است؟ چون شراب عقل انسان را زایل می کند همان که انسانیت انسان به همان است. انسان     بی عقل با حیوان هیچ فرقی ندارداین عقل و درک است که انسان را از حیوان جدا کرده است.



بدان که انسان را قوه ای است دراکه مقدمه الکبری فی المنطق شراب فلسفه اش معلوم است.



نکته سوم : نکته بسیار مهمی است. چون در این زمینه سوال بسیار می شود خوب هم هست. مرحوم (صدر) در کتابهای اصولی خودشان مطلبی برای حل این نکته دارند. تقریباً می شود گفت فلسفه احکام که در دین هست (فلسفه شریعت و شرایع) در سنخ خودش همان فلسفه احکام عقلاست. عقلا هم در زمینه خودشان با باید ها و نباید هایی روبرو هستند. هر خانواده ای هم اینگونه است. مجلس هم روزی چند قانون تصویب می کند. وقتی یک چیزی حرام می شود چند جرم را می توانیم حرام داشته باشیم؟ آیا هم حرام ها باید مفسده ای داشته باشند؟ مرحوم صدر می گوید: ما در عقلا حرام های مختلفی داریم ، خود این ها را هم می توانیم در دین و شریعت تطبیق بدهیم! در نظام اجتماعی وقتی چیزی قدغن می شود می تواند معمول عوامل متعددی باشد.



1- وجود مفسده : که از عوامل مهم محرمات می باشد. همانند سم است چون از بین می رود و می کشد یا غذایی آلوده چون مریض می کند. مثلاً شراب، چون سم است و انسانیت انسان را از بین می برد. در بهشت هم اینگونه چیزها نیستند. البته شراب هست ولی عقل را زایل نمی کند. آنهایی که مفسده ذاتی دارند در بهشت هم نیستند مثلاً دروغی در بهشت هم نیست. یا شرک و کفر و دیگر مثالهایی که مفسده ذاتی دارند.



2- ذاتاً مفسده ندارند ولی زمینه را برای مفسده آماده می کنند. مثلاً در پزشکی دکتر می گوید فلان چیز را نخور چون میکروب دارد ولی یک وقت می گوید فلان چیز را نخور اصلاً هم آلوده نیست و میکروب هم ندارد ولی بدن را برای میکروب آماده می کند. آسیب پذیر می کند. بعضی از محرمات هم این گونه اند. مثلاً فلان چیز فشار خون را پایین می آورد. نگاه به نامحرم هم اینگونه است. یعنی من حریم قائل نیستم و این زشت است. انسان باید به حریم خویش پایبند باشد. انسان محدود است. باید بداند که محدود است. هم نگاهش، هم سهمش و هم حرکاتش. این نشان می دهد انسان محدودیت را قبول ندارد.در حالی که ذاتاً محدود است. هر جا و هر کجا که باشد همین گونه است. ولی در روایات داریم که غیر از این که مفسده ذاتی داشت نگاه به نامحرم زمینه ساز گناهان زیادی است. نگاهی که فتنه و ریبه داشته باشد. پس شرع خیلی سخت گرفته است. مخصوصاً فتواهایی که اصلاً پوشش کامل زن را واجب دانسته اند. مثل آیت الله خویی(رحمت الله تعالی) که احتیاط واجب دانسته اند که روپوش بیندازد و از این طرف خیلی از فقها هم نگاه بدون شهوت و ریبه را نیز به صورت زن حرام دانسته اند. این محدودیتها به خاطر این است که شرع مقدس تمام اعمال ریز و درشت وجودی روح ما را می شناسد گاهاً یک نگاه حرام آدم کشته یا خانواده ای را متلاشی کرده. آری، زمینه ساز خیلی از گناهان نگاه حرام است. البته در اینجا نمی خواهیم موارد ذکر کنیم. فقط می خواهیم با کلیات بحث کنیم. گاهی چیزهایی حرام شمرده شده اند. بخاطر اینکه زمینه حرامهای دیگری هستند. می گوید حتی یک قطره شراب هم نخور- حرام است. یک قطره که مست نمی کند ولی زمینه را برای قطرات دیگر فراهم می کند.در روایات هست که پیامبر اکرم(ص)فرموده اند: «من بری (دور) هستم که در وادی کفر مسکن گزیند.»اصلاً چه اشکالی دارد! خیلی سخت گرفته! این بدین خاطر است که زمینه گناه فراهم نشود. مطالعه کتاب زلال هم اینگونه است. حتی بعضی ها مطالعه کتاب انجیل را حرام دانسته اند.(که اخیراً با چاپهای خیلی ارزان و بسیار مرغوب روانه بازار شده اند.)



3- که این هم مهم است و زیاد هم در مورد آن زیاد میشود ! مثلاً بعضی چیزها هستند که نه خودشان مفسده دارند و نه زمینه ساز مفاسد دیگر را فراهم می کنند! پس چرا حرام شده اند؟ چون با یک چیز دیگر قابل جمع نیستند.با یک مصلحتی تزاحم دارد.مثلاً بچه کوچک را سر ظهر نمی گذارند که پفک نمکی بخورد. چرا مگر پفک چقدر میکروب یا ویروس دارد یا خطرناک است؟یا زمینه ساز چه بیماری است؟ آری اشتهای کودک را کور می کند. اشتها است که خیلی مهم است. مادر هم برای کودک به خاطر اشتها قدغن می کند. برای انسان می توان موسیقی را مثال زد که به نظر من حرمت عمده موسیقی به این دلیل است. خداوند یک اشتهایی گذاشته که به طرف ماورای این دنیا نگاهی بکندو آن عبارت است از نیازهای انسان. انسان به هرجا نظر می افکند نیازش برآورده نمی شود. خداوند انسان را از درون جوری آفریده است که دلگیر شود. این دلگیری قیمت دارد. بی هدف هم نیست. این دلگیری را گذاشته اند تا انسان را بشکند مثلاً چگونه خداوند متعال دعای انسان را برآورده نمی کند؟ تا هی در بزند چون انسان ضعیف است اگر حاجت انسان را بدهد: همان آیه شریفه که می فرماید در دریا هنگام غرق شدن نجاتشان دادیم و وقتی که نجات پیدا کردند.اعراض می کنند. بشر ضعیف است بخاطر اینکه اگر خدا دعایش را برآورد سازد، او می رود به همین خاطر دیر مستجاب می کند. هی می گوید بیا. در مسائل دیگر نیز اینگونه است. آیا دلگیری نبود ما قرآن می خواندیم؟ آیا دنیا همه چیز ما را تأمین می کرد، یعنی آنقدر بشر عبد شکری است که اگر همه چیزش هم تأمین شود باز هم خدا را عبادت می کند؟اینها انبیاء هستند که اینگونه اند یعنی در همه حال عبد درگاه خداوند می مانند. اگر هم هیچ حاجتی نداشته باشند. آری موسیقی و غناء از آن جهت کلی اشتهای انسان را به عبادت و معنویت کور می کند. حرام شده اند. احتمال دارد(غناء) با همان توانگری یکی باشد. غنی در عربی یکی از معانیش بی نیازی است. توانگری بی نیاز می کند.انسان را دلگیری انسان را از بین می برد.انکسار (شکستگی) مرا از بین می برد به قول آن آقا که موسیقی گوش می دهد و در جواب اینکه هدف از موسیقی گوئی کردنت چیست؟می گوید خالی می کند مرا. پس وقتی خالی شدم درخانه چه کسی بودم دیگر اصلاً نیازی ندارم که بعضی وقت ها هم اینگونه است. به خاطر ضعف هاست که غنا را حرام کرده اند. شاید اگر ما ضعیف نبودیم و اگر غنا و چیزهای دیگر ما را از انجام کارهای دیگری مثل نماز و روزه و ... باز نمی داشت اصلاً حرام نمی شدند.ولی جای آنها را می گیرند. طرف ، دیگر احساس نیاز به نماز شب نمی کند. خالی شده. پس نمونه سوم هم اینگونه است که نه ذاتاً مفسده دارند و نه زمینه مفسده ای را فراهم می کنند پس لذا شاید اینگونه محرمات در بهشت باشند.اینگونه محرمات شاید مخصوص به این دنیا باشند. وقتی در خط مقدم می گویند. بیش از یک ساعت نخواب مگر این بدین معنی است که 4 ساعت خواب بد است ؟ نه این بدین معنی است که می خواهد جلوی یک مصلحت بزرگتر را نگیرد.









[1] - سوره مائده آیه 4




[2] - سوره اعراف آیه 33



[3] - سوره حشر آیه 19                                                                                                                                                                            


+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1390ساعت 10:42  توسط مهدي يار  | 

قدر شناسی از رجب

رجب.میزبان خوبی ها ودلدادگیها وامید بی پناهان واز قافله دلربایی ها جامانده.وپاکترین انسانهای تاریخ در این ماه عزیز خدایی شدند.قدر باقیمانده این نعمت عظیم.ودریای بی ساحل رحمت را با بندگی خاص بدانیم......

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 19:28  توسط مهدي يار  | 

چادر در قرآن

گاهی در هیاهوی اخبار، حرف‌های گفته می‌شود که ممکن است باعث ایجاد شبهه شود. معمولاً اصل خبر بعد از مدتی از یاد می‌رود ولی در نهانخانه‌ی ذهن، آن شبهه‌ی ایجاد شده باقی می‌ماند و برای یک مومن شبهه توقفگاه خوبی است اما بد منزل‌گاهی‌ است.

پاسخ کوتاه :‌
آیات قرآن در خصوص حجاب به دو بخش تقسیم می‌شوند.
در بخش اول و حداقلی “روسری و مانتو” (خُمر) بیان شده و در بخش دوم و توصیه به حجاب اکمل چادر (جلباب) بیان شده است.......رجوع به ادامه مطلب............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 30 اردیبهشت1390ساعت 7:31  توسط مهدي يار  |